غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق در بند گران است از وفای خویشتن

بید مجنون است خود زنجیر پای خویشتن

۱

از سر این خاکدان هر کس که برخیزد چو سرو

در صف آزادگان باشد لوای خویشتن

۲

داشت حال مهره ششدر دل آزاده ام

تا نیفکندم به آتش بوریای خویشتن

۳

از درون خانه باشد دشمن من چون حباب

می کشم آزار دایم از هوای خویشتن

۴

نیستم در زیر بار منت باد مراد

کشتی خویشم چو موج و ناخدای خویشتن

۵

از زمین کوی او کز برگ گل نازکترست

چون توانم خواست عذر نقش پای خویشتن؟

۶

از سر اخلاص صائب با رضای حق بساز

جنگ دارد بنده بودن با رضای خویشتن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویشتنقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویشتن» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشتنخویشتن
  2. سروخویشتن
  3. امخویشتن
  4. حبابخویشتن
  5. مرادخویشتن
  6. نازکترستخویشتن
  7. بسازخویشتن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.