غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند دندان تأمل به جگر افشردن؟

چون صدف اشک فرو خوردن و گوهر کردن

۱

چون قلم تا سر خود را ننهی بر کف دست

نتوان وادی خونخوار سخن سر کردن

۲

تا قدم دایره سان بر سر خود نگذاری

معنی از عالم بالا نتوان آوردن

۳

تا چون چوگان نشود قامتت از فکر سخن

از حریفان نتوان گوی فصاحت بردن

۴

آن ازین کوچه برد سر به سلامت بیرون

که سر سخت ز هر سنگ تواند خوردن

۵

هر که سر در سر معنی نکند همچو قلم

به که ناموس تخلص نکشد بر گردن

۶

سخنی کز سر اندیشه نباشد پوچ است

شعر پر مغز نگردد ز دهن پر کردن

۷

سخن آن است که چون پرده ز رخسار کشد

رنگ از چهره یاقوت تواند بردن

۸

ارج اهل سخن این بس، که به افلاک رسید

شعله شهرت این طایفه بعد از مردن

۹

در گذر صائب ازین مرحله آتش خیز

بیش ازین پای در آتش نتوان افشردن

۱۰

واژگان دشوار

تخلص
نام ادبی که شاعر در شعرش (غالباً در بیت پایانی) می‌آورد.

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـردن۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. افشردنکردن
  2. دستکردن
  3. نگذاریآوردن
  4. سخنبردن
  5. بیرونخوردن
  6. قلمگردن
  7. استکردن
  8. کشدبردن
  9. رسیدمردن
  10. خیزافشردن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.