آه با دیده اختر چه تواند کردن؟
دود با روزن مجمر چه تواند کردن؟
۱حسن فولاد بود گردن باریک اینجا
تیزی تیغ به جوهر چه تواند کردن؟
۲دل روشن چه غم از موج حوادث دارد؟
شورش بحر به گوهر چه تواند کردن؟
۳غفلت از دایره بی خبران بیرون است
خواب با دیده ساغر چه تواند کردن؟
۴کرد مغلوب، هوا عمر سبکسیر مرا
شمع با سیلی صرصر چه تواند کردن؟
۵بی قراران تو از کون و مکان بیرونند
گرد با مرغ سبک (پر) چه تواند کردن؟
۶رگ ابری چه قدر آب ز دریا گیرد؟
آستین با مژه تر چه تواند کردن؟
۷ناتوانان چه غم از موج حوادث دارند؟
بوریا با تن لاغر چه تواند کردن؟
۸دل خوبان به سخن نرم نگردد صائب
مور با سد سکندر چه تواند کردن؟
۹