با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟
دانه سوخته در گل چه تواند کردن؟
۱خاکساری و تحمل زره داودی است
شورش بحر به ساحل چه تواند کردن؟
۲راه خوابیده به فریاد نگردد بیدار
پند با عاشق بیدل چه تواند کردن؟
۳سیل از کشور ویرانه تهیدست رود
باده با مردم عاقل چه تواند کردن؟
۴سخت رو از دم شمشیر نگرداند روی
سخن سرد به سایل چه تواند کردن؟
۵ایمن است از خطر پرده دران پرده غیب
خار با آبله دل چه تواند کردن؟
۶هر سر خاری اگر نشتر الماس شود
با گرانجانی کاهل چه تواند کردن؟
۷آب شمشیر فزون می شود از دیده نرم
نگه عجز به قاتل چه تواند کردن؟
۸شرم اگر پرده مستوری لیلی نشود
پرده نازک محمل چه تواند کردن؟
۹در پی حاصل اگر دیده موران نبود
آفت برق به حاصل چه تواند کردن؟
۱۰چرخ را از حرکت لنگر تمکین تو داشت
با تو ظالم کشش دل چه تواند کردن؟
۱۱مانع شورش دریا نشود صائب موج
با جنون قید سلاسل چه تواند کردن؟
۱۲