غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گرفتم این که نظر باز می توان کردن

به بال چشم چه پرواز می توان کردن؟

۱

کلاه گوشه همت اگر بلند افتد

به مطلب دو جهان ناز می توان کردن

۲

کباب آتش رخسار اگر نسازی، دل

سپند شعله آواز می توان کردن

۳

اگر چه سینه من چاک چاک چون قفس است

خزینه گهر راز می توان کردن

۴

ز موج باده اگر ناخنی به دست افتد

چه عقده ها که ز دل باز می توان کردن

۵

هنوز از کف خاکستر فسرده من

هزار آینه پرداز می توان کردن

۶

به بال و پر نشود راه عشق اگر کوتاه

ز دل تهیه پرواز می توان کردن

۷

ز سوز عشق زبان را اگر نصیبی هست

چو شمع در دهن گاز می توان کردن

۸

تمام درد و سراپای زخم ناسوریم

به روی ما در دل باز می توان کردن

۹

شکار ما به توجه اگر نخواهی کرد

به ناوک غلط انداز می توان کردن

۱۰

نمانده از شب آن زلف اگر چه پاسی پیش

هنوز درد دل آغاز می توان کردن

۱۱

ز اهل عشق پسندیده نیست بی رحمی

وگرنه خون به دل ناز می توان کردن

۱۲

علاج سینه مجروح خویش را صائب

ز سیر سینه شهباز می توان کردن

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می توان کردنقافیه: ـاز۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. کردنکردن
  2. افتدکردن
  3. دلکردن
  4. استکردن
  5. افتدکردن
  6. منکردن
  7. کوتاهکردن
  8. هستکردن
  9. ناسوریمکردن
  10. کردکردن
  11. پیشکردن
  12. رحمیکردن
  13. صائبکردن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.