غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز دور تا بتوان سیر گلستان کردن

به شاخ گل ز ادب نیست آشیان کردن

۱

چو بوی گل ز در بسته می رسد به مشام

چه لازم است تملق به باغبان کردن؟

۲

دل تو نرم به افسون ما کجا گردد؟

که خط ترا نتوانست مهربان کردن

۳

نهان چگونه کنم عشق را، که ممکن نیست

به پنبه آتش سوزنده را نهان کردن

۴

ز عارفان نظربسته از جهان، آید

به چشم بسته نگهبانی جهان کردن

۵

ز روزگار جوانی تو دلپذیرتری

ترا چگونه فراموش می توان کردن؟

۶

دلی است نرم مرا چون طلای دست افشار

چرا به سنگ محک باید امتحان کردن؟

۷

ز شوق مرحله پیمای عشق می آید

چو کبک کوه گرانسنگ را روان کردن

۸

به کیمیای اثر می توان درین عالم

دو روزه هستی خود عمر جاودان کردن

۹

به خون مرده بود نیشتر زدن صائب

به بی غمان، سخن عشق را بیان کردن

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کردنقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کردن» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کردنکردن
  2. مشامکردن
  3. گرددکردن
  4. نیستکردن
  5. آیدکردن
  6. دلپذیرتریکردن
  7. افشارکردن
  8. آیدکردن
  9. عالمکردن
  10. صائبکردن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.