غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون

چون ناوک کجی که رود از کمان برون

۱

از پیر، حرص زرد به مداوا نمی رود

این تب به مرگ می رود از استخوان برون

۲

خونم اگر دهی به سگان، می کنم حلال

خاک مرا مریز ازین آستان برون

۳

بوی عبیر پیرهن از گرد ره نرفت

هر چند رفت یوسف ازین کاروان برون

۴

چون باغ را ز خاطر ما می برد بدر؟

ما را اگر ز باغ کند باغبان برون

۵

باید به خیره چشمی شبنم بود صبور

هر غنچه ای که کرد زبان از دهان برون

۶

خونش به گردن است که در موج خیز گل

آرد به عزم سیر سر از آشیان برون

۷

هر کس نشد به حسن غریب تو آشنا

آمد غریب و رفت غریب از جهان برون

۸

گنج گهر به غارت سیلاب داده ای است

از هر دلی که رفت غم دلستان برون

۹

گردد ز خامشی جگر تشنه آبدار

زنهار این عقیق میار از دهان برون

۱۰

در حلقه های زلف تو پیچد به خویشتن

آهم که کرده است سر از آسمان برون

۱۱

در عقده های سرسری چرخ عاجزست

از کار عشق، عقل سرآرد چسان برون؟

۱۲

بردار دل ز عمر چو سال تو شصت شد

کز زور شست تیر رود از کمان برون

۱۳

صائب به محفلی که در او نیست روی دل

آیینه را میار ز آیینه دان برون

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: برونقافیه: ـان۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«برون» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. برونبرون
  2. رودبرون
  3. حلالبرون
  4. نرفتبرون
  5. بدربرون
  6. صبوربرون
  7. گلبرون
  8. آشنابرون
  9. استبرون
  10. آبداربرون
  11. خویشتنبرون
  12. عاجزستبرون
  13. شدبرون
  14. دلبرون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.