قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
روزی آماده می خواهی برو غمخواره شو
۱تا درین میخانه باشی بر حریفان خوشگوار
صاف را ایثار کن رندانه دردی خواره شو
۲چون به خلوت رو گذاری دل چو قرآن جمع کن
در میان جمع چون نازل شوی سی پاره شو
۳گر طمع داری که آید روزیت بیرون ز سنگ
در ریاض آفرینش مرغ آتشخواره شو
۴شربت عیسی پی بیمار گردد دربدر
چاره جویی چشم داری از جهان بیچاره شو
۵گر نگردد بر مراد ما فلک آسوده ایم
زین فلاخن سنگ ما گو دیرتر آواره شو
۶سنگ را دلجویی اطفال گوهر می کند
در حریم خردسالان مهره گهواره شو
۷تا ز چشم پاک چون آیینه دارندت عزیز
صائب از سیمین بران قانع به یک نظاره شو
۸