تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
تیغ اگر چون موج بارد بر سرت از جا مشو
۱آفت شهرت ندارد خلوت در انجمن
بهر شهرت گوشه گیر از خلق چون عنقا مشو
۲بر رخ هر کس که نگشاید ازو دل چون نسیم
در گلستان جهان چون غنچه گل وا مشو
۳موج دریا را حجاب دیدن ساحل مکن
در میان کار دنیا غافل از عقبی مشو
۴می توان تا گشت باغ دلگشا اطفال را
همچو مجنون گردباد دامن صحرا مشو
۵چون به احسان می توان آزادگان را بنده کرد
از بخیلی بنده سیم و زر دنیا مشو
۶دولت از دست دعا دارد حصار عافیت
در بزرگی غافل از دریوزه دلها مشو
۷قطره در گوهر ز موج انقلاب آسوده است
مرد طوفان حوادث نیستی دریا مشو
۸رشته مریم چه باشد تا ز هم نتوان گسیخت؟
پای بند رشته آمال چون عیسی مشو
۹صائب از شبگیر راه دور کوته می شود
پای خواب آلوده این دامن صحرا مشو
۱۰