عنان به طول امل داده ای دریغ از تو
به کوچه غلط افتاده ای دریغ از تو
۱دلی که هر دو جهان رونمای او نشود
به هیچ و پوچ ز کف داده ای دریغ از تو
۲چو سرو با همه باری که بسته ای بر دل
دلت خوش است که آزاده ای دریغ از تو
۳برای خرده سهلی که می رود بر باد
غمین چو غنچه نگشاده ای دریغ از تو
۴فتاده است مکرر ز چشم ما دنیا
ازین فتاده تو افتاده ای دریغ از تو
۵به محفلی که ادب پا به احتیاط نهد
عنان گسسته تر از باده ای دریغ از تو
۶درین چمن که گل از شوق آب می گردد
چو آب آینه استاده ای دریغ از تو
۷در امید که هرگز نبسته ای بر خلق
به روی صائب نگشاده ای دریغ از تو
۸