چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
حضور قلب نمازست در شریعت ما
۱ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است
که پیش خلق درازست دست حاجت ما
۲نکرده ایم چو شبنم بساطی از گل پهن
چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما
۳چو عنکبوت، مگس را نمی کنیم قدید
هماشکار بود جذبه قناعت ما
۴نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم
که برگریز بود موسم فراغت ما
۵اگر در آتش سوزان هزار غوطه خورد
صدا بلند نسازد سپند غیرت ما
۶تلاش گوشه عزلت ز تنگ خلقی هاست
وگرنه بهر خدا نیست کنج عزلت ما
۷که سرو قد ترا راه می تواند زد؟
ز جلوه تو شود نقد اگر قیامت ما
۸چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد
که تا به سایه دستی کند حمایت ما؟
۹ازان به دامن صحرا شکسته ایم قدم
که عالمی شود آسوده از ملامت ما
۱۰درین حدیقه گل، صائب از مروت نیست
که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما
۱۱