اگر به لاله شوی هم پیاله در صحرا
شود دو آتشه رخسار لاله در صحرا
۱خمار نرگس لیلی به چشم مجنون شد
یکی هزار ز چشم غزاله در صحرا
۲ز جاده ها چو رگ چنگ ناله برخیزد
اگر شود ز لبم پهن، ناله در صحرا
۳نمی شود دل پر خون گشاده از وسعت
که شد گره به جگر آه لاله در صحرا
۴فغان که حلقه سرگشتگی ز حیرانی
احاطه کرده مرا همچو هاله در صحرا
۵مگر نسیم ازان زلف سرگذشتی گفت؟
که لاله ها شده مشکین کلاله در صحرا
۶ز کوه، دامن دشت جنون پر از سنگ است
شود نصیب که تا این نواله در صحرا
۷به داغ آبله یابند دشت پیمایان
نشان پای مرا همچو لاله در صحرا
۸هنوز از اثر دود آه مجنون است
سیاه روزن چشم غزاله در صحرا
۹ترحم است به مجنون من که می شکند
خمار سنگ ملامت به ژاله در صحرا
۱۰به چشم وحشت، مجنون دور گرد مرا
سواد شهر بود داغ لاله در صحرا
۱۱شده است کوچه و بازار پر ز دیوانه
به من شده است جنون تا حواله در صحرا
۱۲سیاه خیمه لیلی در گریه مجنون
نهان به خون شده چون داغ لاله در صحرا
۱۳گل همیشه بهارست داغ من صائب
اگر بهار زند جوش، لاله در صحرا
۱۴