رسیده است به آفاق صیت دولت ما
تپیدن دل بی تاب ماست نوبت ما
۱کلاه گوشه اقبال ماست بی کلهی
گذشتگی ز دو عالم بود جنیبت ما
۲خزینه گهر ما معانی رنگین
بریدن از دو جهان است تیغ جرأت ما
۳ز نور جبهه ما می شود جگرها آب
ز داغ عشق بود آفتاب رایت ما
۴چو صبح، حق نفس بر جهانیان داریم
نمک به چشم جهان ریخت شور فکرت ما
۵هزار تیغ زبان را نمود جوهردار
دگر چه کار کند پیچ و تاب غیرت ما؟
۶چو نوبهار، بود از معانی رنگین
تمام روی زمین، زیر بار نعمت ما
۷دهن چو شیشه گشاییم بهر شادی خلق
وگرنه مهر خموشی است جام عشرت ما
۸زیادتی نکند هیچ لفظ بر معنی
ز راست خانگی خامه عدالت ما
۹ز مهر و ماه نداریم روشنایی چشم
ز نور فطرت ما روشن است خلوت ما
۱۰گرفته بود چمن را فسردگی صائب
شدند نغمه سرا، بلبلان ز غیرت ما
۱۱