تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
گل گشته به تعظیم تو از شاخ پیاده
۱مه حلقه ابروی تو در گوش کشیده
سر بر خط مشکین تو خورشید نهاده
۲دنباله چشم تو گذشته است ز ابرو
آهوی تو از سایه خود پیش فتاده
۳دل نیز سیه می شود از گوشه نشینی
در گوهر اگر سبز شود آب ستاده
۴آن به که به گرد دل درویش کند طوف
آن را که میسر نشود حج پیاده
۵یابد ز اجل چاشنی قند مکرر
در زندگی آن کس که بمیرد به اراده
۶تقصیر مکن در مدد خلق که باشد
بال و پر توفیق، دل و دست گشاده
۷از خوردن خون ظالم خونخوار شود سیر
اندازه اگر حفظ توان کرد به باده
۸صائب نشد از توبه مرا نفس به فرمان
گیرندگی سگ نشود کم به قلاده
۹