غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۳۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلفی که بر آن طرف بناگوش فتاده

شامی است که با صبح هم آغوش فتاده

۱

پروانه پرسوخته شمع تجلی است

خالی که بر آن عارض گلپوش فتاده

۲

از اشک تهی همچو در گوش نگردد

چشمی که بر آن صبح بناگوش فتاده

۳

هر لحظه کند چاک ز خمیازه گریبان

تا بوسه جدا زان لب می نوش فتاده

۴

بازآی که بی قامت رعنای تو دستم

از کار ز خمیازه آغوش فتاده

۵

از خط نکنم ترک لب یار که این می

تا ساغر آخر همه سرجوش فتاده

۶

سر بر تن من نیست ز آشفته دماغی

زان دم که سبوی می‌ام از دوش فتاده

۷

سرگرمی افلاک ز عشق است که بی عشق

دیگی بود افلاک که از جوش فتاده

۸

سیلی است به دریای حقیقت شده واصل

در پای خم آن مست که مدهوش فتاده

۹

در خامشی از نطق فزون نشأه توان یافت

پر زور بود باده از جوش فتاده

۱۰

صائب چه زنم بر لب خود مهر خموشی؟

کز راز من دلشده سرپوش فتاده

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: فتادهقافیه: ـوش۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. فتادهفتاده
  2. استفتاده
  3. نگرددفتاده
  4. گریبانفتاده
  5. دستمفتاده
  6. میفتاده
  7. دماغیفتاده
  8. عشقفتاده
  9. واصلفتاده
  10. یافتفتاده
  11. خموشیفتاده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.