ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
یک قطره ازان قلزم زخار مرا ده
۱هر لحظه به جامی نتوان کرد دهن تلخ
گر صاف و گر درد، به یکبار مرا ده
۲مستی است کلید در گنجینه اسرار
بیش از همه کس ساغر سرشار مرا ده
۳سامان نگه داشتن راز ندارم
جامی که دهی بر سر بازار مرا ده
۴بیماری من روی به بهبود ندارد
هر چیز که خواهد دل بیمار مرا ده
۵از رد و قبول دگران باک ندارم
یک ذره قبول نظر یار مرا ده
۶نه خاتم جم خواهم و نه ملک سلیمان
دستی به خراش دل افگار مرا ده
۷آیینه من حوصله جلوه ندارد
از بهر خدا غوطه به زنگار مرا ده
۸مجموعه فردوس به کامل خردان باش
سرمشق جنونی ز خط یار مرا ده
۹تلخ است ز شیرینی جان کام و دهانم
یک بوسه ازان لعل شکربار مرا ده
۱۰یا سهل نما کار جگرخوار جنون را
یا دست و دلی در خور این کار مرا ده
۱۱این آن غزل آدم عشق است که فرمود
آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
۱۲