تابش برق و حیات مختصر باشد یکی
جلوه آغاز و انجام شرر باشد یکی
۱تلخی و شیرینی عالم به هم آمیخته است
نوش و نیش این جهان مختصر باشد یکی
۲در قناعت می شود هر ناگواری خوشگوار
خاک پیش مور قانع با شکر باشد یکی
۳دولت بیدار کوته دیدگان روزگار
با گرانخوابی به میزان نظر باشد یکی
۴خاکیان بی بصیرت بر زمین چسبیده اند
پیش طفلان مهره گل با گهر باشد یکی
۵با توکل فکر زاد راه کافر نعمتی است
توشه و زنار ما را بر کمر باشد یکی
۶هر چه از اندازه بیرون رفت دل را می گزد
خون فاسد در بدن با نیشتر باشد یکی
۷از گرانباری است کشتی را ز هر موجی خطر
ورنه بر کف ساحل و موج خطر باشد یکی
۸نیست از نازک خیالی قسمتم جز پیچ و تاب
رشته جان من و موی کمر باشد یکی
۹آخرت را جمع نتوان کرد با دنیای دون
خوشه را نشنیده ای صائب که سر باشد یکی؟
۱۰