از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی
که خدابین نشود دیده هر خودبینی
۱در سرانجام سفر باش که از سنگ مزار
خیمه بیرون زده خوش قافله سنگینی
۲سازد از سینه پرجوش جهان را خوشوقت
هر که از خشت کند چون خم می بالینی
۳زود باشد که ز یک ناله به فریاد آید
آن که چون کوه سپرده است به خود تمکینی
۴می که در روی سپر چین نگذارد ز نشاط
نیست ممکن ز جبین تو گشاید چینی
۵گرچه سر در سر گفتار نهادم صائب
نشنیدم ز کسی از ته دل تحسینی
۶