دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را
ماهی ز حرص طعمه فرو خورد شست را
۱دنیا به اهل خویش ترحم نمی کند
آتش امان نمی دهد آتش پرست را
۲دست از جهان بشوی که اطفال حادثات
افشانده اند میوه این شاخ پست را
۳از هر ترنمی دلش از جای می رود
هر کس شنیده است ندای الست را
۴از بند گشت شورش مجنون زیادتر
زنجیر، تازیانه بود فیل مست را
۵صائب خموش باش که در مجلس شراب
داروی بیهشی است سخن می پرست را
۶