فصل بهار کرد مصور بهشت را
پر حور ساخت عالم خاکی سرشت را
۱هر موج سبزه صیقل زنگ کدورت است
از کف درین دو هفته مده طرف کشت را
۲هر شاخ خشک میدهد از جوی شیر یاد
نقد از شکوفه کرد بهاران بهشت را
۳شبنم نکرد داغ دل لاله را علاج
نتوان به گریه شست خط سرنوشت را
۴از باده میپرست ندارد نظر به ظرف
صائب چسان ز کعبه شناسد کنشت را؟
۵