غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

غنچه را راه در آن چاک گریبان ندهی

به کف طفل نوآموز گلستان ندهی

۱

دست بیعت به گل داغ چو دادی، زنهار

فرصت بند گشودن به گریبان ندهی

۲

می خورد شهر به هم گر تو ستمگر یک روز

سیل زنجیر جنون سر به بیابان ندهی

۳

سینه بر سینه خم گر چو فلاطون بنهی

خشت خم را به کتب خانه یونان ندهی

۴

از دلت چشمه زمزم نبرد گرد ملال

اگر از آبله آبی به مغیلان ندهی

۵

گر به صحرای تعلق گذر افتد ناچار

خار را فرصت گیرایی دامان ندهی

۶

می چکد شور قیامت ز شکرخنده او

دل مجروح به آن پسته خندان ندهی

۷

ای فلک در گذر از قسمت ما، شرم بدار

چند در کاسه خود دست به مهمان ندهی؟

۸

نان و دندان به هم ار می دهیم احسان است

چند نان بخشیم ای سفله و دندان ندهی؟

۹

صائب از سوختگی گر به سرت دودی هست

مشت خاک سیه هند به ایران ندهی

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ندهیقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ندهی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ندهیندهی
  2. زنهارندهی
  3. روزندهی
  4. بنهیندهی
  5. ملالندهی
  6. ناچارندهی
  7. اوندهی
  8. بدارندهی
  9. استندهی
  10. هستندهی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.