دل مرا به نگاهی ز من برآوردی
سخن نکرده مرا از سخن برآوردی
۱به روی گرم، دو صد شمع پای در گل را
نفس گداخته از انجمن برآوردی
۲چه سروها و چه شمشادها موزون را
به یک نسیم خرام از چمن برآوردی
۳به یک اشاره شهیدان غرقه در خون را
چو آفتاب ز صبح کفن برآوردی
۴ز میوه های بهشتی، هزار زاهد را
به جلوه دادن سیب ذقن برآوردی
۵به بوی زلف معنبر، غزال مشکین را
چو نافه موی کشان از ختن برآوردی
۶دل رمیده چه باشد، که ماه کنعان را
به شیوه های غریب از وطن برآوردی
۷گرفت شعله حسن تو رنگ نیلوفر
بنفشه تا ز گل و یاسمن برآوردی
۸به آب و رنگ عقیق تو چشم بد مرساد!
که خون ز چشم سهیل یمن برآوردی
۹عنان به خامه آتش زبان مده صائب
که دود از دل اهل سخن برآوردی
۱۰