غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری
۱ز برق و باد گرو می برد به گرمروی
ز عذر لنگ، سمندی که زیر پا داری
۲شراب ما سر منصور را به چرخ آرد
تو زود مست کجا ظرف جام ما داری؟
۳گره ز غنچه تصویر باز کرد نسیم
تو از حجاب همان بند بر قبا داری
۴دلم به حال تو ای سینه سخت می سوزد
که خانه پهلوی آتش ز بوریا داری
۵رسد چو حادثه ای با فلک درآویزی
همیشه طعنه طوفان به ناخدا داری
۶غم گرفتگی دل چه می خوری صائب؟
ز خامه شکرافشان گرهگشا داری
۷