غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟

چو لاله حرف جگرسوز در دهان داری

۱

دگر ز دیده گستاخ ما چه سرزده است؟

که تلختر ز نگه حرف بر زبان داری

۲

به دیگران سپر انداختن بود کارت

رسد چو نوبت ما تیر در کمان داری

۳

ز برق و باد گرو می برد به گرمروی

ز عذر لنگ، سمندی که زیر ران داری

۴

ز آب لطف تو چون آتشی خموش نشد

ازین چه سود که روی عرق فشان داری؟

۵

خمار سوختگان را به بوسه ای بشکن

به شکر این که لب لعل می چکان داری

۶

مسلم است به سرو تو نازک اندامی

که پیچ و تاب سر زلف در میان داری

۷

دهان تنگ تو فریاد می کند بی حرف

که سر به مهر خبرها ز بی نشان داری

۸

دلم ز قرب تو ای خط عنبرین داغ است

که راه حرف به آن غنچه دهان داری

۹

ز بلبلان قفس مانده ناله ای برسان

تو ای نسیم که راهی به گلستان داری

۱۰

مکن چو باد خزان کار با چمن یکرو

که بازگشت به این باغ و بوستان داری

۱۱

ز دستگیری افتادگان ز پا منشین

چو خضر اگر هوس عمر جاودان داری

۱۲

چنان مکن که به دریا شود صدف محتاج

چو ابر تا دل و دست گهرفشان داری

۱۳

منه ز گوشه دل پای خود برون صائب

اگر توقع آسایش از جهان داری

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: داریقافیه: ـان۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«داری» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. بودیداری
  2. استداری
  3. کارتداری
  4. گرمرویداری
  5. نشدداری
  6. بشکنداری
  7. اندامیداری
  8. حرفداری
  9. استداری
  10. برسانداری
  11. یکروداری
  12. منشینداری
  13. محتاجداری
  14. صائبداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.