غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز برگریز، دل بی قرار ازان داری

که غافلی ز بهاری که در خزان داری

۱

برآوری ز گریبان رستگاری سر

اگر ز دامن شبها خط امان داری

۲

جوی غم تو ندارد جهان بی پروا

چرا تو بیهده چندین غم جهان داری؟

۳

سپهر سایه جان بلند پایه توست

چرا ز سایه حذر همچو کودکان داری؟

۴

مکن به مشورت نفس زن صفت کاری

اگر ز مردی و مردانگی نشان داری

۵

سفینه ای به کف آر از شکست خود چون موج

درین محیط اگر رغبت کران داری

۶

زبان شکر تو چون سبزه در ته سنگ است

ولی به وقت شکایت دو صد زبان داری

۷

ز کیمیای قناعت نگشت چشم تو سیر

عبث غنا طمع از نعمت جهان داری

۸

برات رزق تو بر آسمان نوشته خدای

عبث توقع رزق از زمینیان داری

۹

ز آستانه دل پا برون منه صائب

اگر هوای تماشای لامکان داری

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: داریقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«داری» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. سرداری
  3. پرواداری
  4. توستداری
  5. کاریداری
  6. موجداری
  7. استداری
  8. سیرداری
  9. خدایداری
  10. صائبداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.