غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۸۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟

به مفت یوسف خود را به کاروان چه دهی؟

۱

عنان به طول امل دادن از بصیرت نیست

گهر ز دست به امید ریسمان چه دهی؟

۲

ترا گذر به غزالان قدس خواهد بود

به هر شکار سگ نفس را عنان چه دهی؟

۳

ز عقل نیست به دریای خون شنا کردن

شعور خود به می همچون ارغوان چه دهی؟

۴

دم فسرده به تاراج می دهد دل را

کلید با به غارتگر خزان چه دهی؟

۵

بساط اطلس گردون تراست پای انداز

چو کفش تن ز مذلت به آستان چه دهی؟

۶

حیات ضامن روزی است دل قوی می دار

به هرزه آب رخ خویش را به نان چه دهی؟

۷

ملایمت به حریفان سفله بی ثمرست

زلال خضر به خار سیه زبان چه دهی؟

۸

ز اشتیاق تو فردوس می خورد دل خویش

چو غنچه دل به تماشای بوستان چه دهی؟

۹

تو کز گنه دل خود همچو شب سیه کردی

جواب ماه جبینان آسمان چه دهی؟

۱۰

به جوی شیر تسلی نمی شود عاشق

به من به جای طباشیر استخوان چه دهی؟

۱۱

جواب آن غزل است این که اوحدی فرمود

مراد دشمن و تشویش دوستان چه دهی؟

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: چه دهیقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«چه دهی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دهیدهی
  2. نیستدهی
  3. بوددهی
  4. کردندهی
  5. رادهی
  6. اندازدهی
  7. داردهی
  8. ثمرستدهی
  9. خویشدهی
  10. کردیدهی
  11. عاشقدهی
  12. فرموددهی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.