روی زمین به زلف معنبر گرفته ای
با این سپه چه ملک محقر گرفته ای
۱چشم ستمگر تو کجا، مردمی کجا
بادام تلخ را چه به شکر گرفته ای؟
۲حیف آیدت به قیمت دل خاک اگر دهی
چون گل پی فریب به کف زر گرفته ای
۳خورشید را به حلقه فتراک بسته ای
امروز چون شکاری لاغر گرفته ای؟
۴در آب و آتشم مفکن روز بازخواست
چون در ازل ز خاک مرا برگرفته ای
۵آتش ز نغمه توام ای نی به جان فتاد
این چاشنی ز لعل که دیگر گرفته ای؟
۶لوح مزار دشمن بیهوده گو شود!
این سایه ای که از سر ما برگرفته ای
۷صائب تو از کجا، روش مولوی کجا؟
چون پرده حیا ز میان برگرفته ای؟
۸