حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
بوی گل از نسیم صبا نشنود کسی
۱از بت پرست، وقت تماشای حسن تو
حرفی به غیر نام خدا نشنود کسی
۲در خلوت تو کیست که سازد صدا بلند؟
جایی که از سپند صدا نشنود کسی
۳خط جای بوسه بر لب لعل تو تنگ ساخت
اینش سزا که حرف بجا نشنود کسی
۴آمیخت چون دعا به غرض بی اثر شود
کز سایلان دعاو ثنا نشنود کسی
۵از کاهلی فتاده ام از کاروان جدا
در وادیی که بانگ درا نشنود کسی
۶مستغنی از دلیل بود هر که واصل است
در کعبه حرف قبله نما نشنود کسی
۷صائب چنین که ما به زمین نقش بسته ایم
بهر چه عذر لنگ ز ما نشنود کسی؟
۸