غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۳۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زین گریه دروغ که ای پیر می کنی

آبی به شیراز سر تزویر می کنی

۱

زان به بود که سیر کنی صد گرسنه را

چشم گرسنه خود اگر سیر می کنی

۲

از سیر نیست مانع عمر سبک خرام

موی خود از خضاب اگر قیر می کنی

۳

مویت سفید و نامه اعمال شد سیاه

در توبه اینقدر ز چه تائخیر می کنی؟

۴

کافور مرگ آتش حرص ترا، کم است

تو ساده لوح فکر طباشیر می کنی

۵

طی شد شب جوانی و خندید صبح شیب

تو این زمان تهیه شبگیر می کنی؟

۶

در خامشی گریز ز تقصیرهای خویش

تمهید عذر بهر چه تقصیر می کنی؟

۷

این خانه را که طعمه سیلاب می شود

ای خانمان خراب چه تعمیر می کنی؟

۸

کم کرده ای گناه، که در وقت بازخواست

تقصیر خود حواله به تقدیر می کنی؟

۹

آن خصم نیست نفس کز احسان شود مطیع

غافل مشو که تربیت شیر می کنی

۱۰

سال دراز کعبه نگرداند رخت خویش

تو هر دو روز رخت چه تغییر می کنی؟

۱۱

آن پرده سوز، قابل تصویر خلق نیست

در پرده است هر چه تو تصویر می کنی

۱۲

چون سینه را هدف کنی ای بیجگر، که تو

در خانه کمان حذر از تیر می کنی

۱۳

صائب مس تو نیست پذیرای نور فیض

بیهوده عمر خرج در اکسیر می کنی

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می کنیقافیه: ـیر۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنیکنی
  2. راکنی
  3. خرامکنی
  4. سیاهکنی
  5. استکنی
  6. شیبکنی
  7. خویشکنی
  8. شودکنی
  9. بازخواستکنی
  10. مطیعکنی
  11. خویشکنی
  12. نیستکنی
  13. توکنی
  14. فیضکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.