غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۳۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی

در سنگ اگر نظر کنی آیینه رو کنی

۱

استاده است تیشه به کف عشق بت شکن

دل را مباد بتکده آرزو کنی

۲

ای واعظ فسرده نفس، چند همچو نِی

خود را به کار خلق به زور گلو کنی؟

۳

معراج دوش خلق رود زیر بار تو

افتادگی شعار اگر چون سبو کنی

۴

از چشمه سار نسبت اگر آب خورده ای

از اشک تاک آب به پای کدو کنی

۵

آن گوهر نهفته که خورشید داغ اوست

در مشت خاک توست اگر جستجو کنی

۶

(عمر بهار چون شفق صبح بی بقاست

با آفتاب زرد خزان به که خو کنی)

۷

در هیچ چشمه آب نمازی نمانده است

صائب مگر به خون دل خود وضو کنی

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنیقافیه: ـو۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنیکنی
  2. شکنکنی
  3. نیکنی
  4. توکنی
  5. ایکنی
  6. اوستکنی
  7. بقاستکنی
  8. استکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.