خال لب تو راهنمایی است بوسه را
این عقده، طرفه عقده گشایی است بوسه را
۱در جلوه گاه سرو قیامت خرام تو
هر نقش پا، بهشت جدایی است بوسه را
۲امید بوسه ام به لب از خط زیاده شد
آن خط سبز، مهر گیایی است بوسه را
۳سیماب را ز آینه لغزش بود نصیب
رخسار صیقلی چه بلایی است بوسه را!
۴پرهیز مشکل است ز رخسار نیمرنگ
رنگ شکسته کاهربایی است بوسه را
۵تا چون بود لبت، که سخن های سخت تو
رطل گران هوش ربایی است بوسه را
۶هر چند از دهان تو حرفی است در میان
نقل و شراب روح فزایی است بوسه را
۷در عهد پاکدامنی او، دل خودست
گر زان دهان تنگ، غذایی است بوسه را
۸من بسته ام لب طمع، اما عذار دوست
آیینه ضمیرنمایی است بوسه را
۹هر گوشه ای که هست در اقلیم حسن تو
کنج دهان بوسه ربایی است بوسه را
۱۰صائب نهفته زیر لب تازه خط او
آب حیات روح فزایی است بوسه را
۱۱