گیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟
کز خود کند مضایقه از ناز بوسه را
۱بیجاده ای است بوسه ربا آن عقیق لب
کز جذبه می دهد پر پرواز بوسه را
۲جمعیت حواس بود رزق گوشه گیر
باشد ازان به کنج لب، انداز بوسه را
۳من چون کنم، که می کند آن لعل آبدار
چون ماهیان تشنه، دهن باز بوسه را
۴ترسم که گیرد آن لب یاقوت فام را
خونی که می کنی به دل از ناز بوسه را
۵سازد لب و دهان تو ای کبک خوش خرام
گیرنده تر ز چنگل شهباز بوسه را
۶زان لب که آب از نگه گرم می شود
پوشیده دار چون گهر راز بوسه را
۷دندان به دل چگونه فشارم، که می شود
لب بازکردنت پر پرواز بوسه را
۸بر لب چگونه مهر گذارم، که می کند
خاموشی دهان تو آواز بوسه را
۹دندان به دل فشار کزان لعل آتشین
روزی بریده می شود از گاز بوسه را
۱۰از کف عنان صبر چو سیماب برده اند
خوبان ز روی آینه پرداز بوسه را
۱۱دست نگاربسته سیمین بران کند
در عیدگاه وصل، سبکتاز بوسه را
۱۲امید پای بوس ندارم، مگر کنم
از آستانه تو سرافراز بوسه را
۱۳هر چند در گرفتن بوسم گرسنه چشم
آسان توان گرفت ز من باز بوسه را؟
۱۴چون کنج لب کجاست کز از بوسه زیب نیست؟
صائب من از کجا کنم آغاز بوسه را؟
۱۵