بر چرخ محیط است فروغ نظر ما
ساحل دل دریاست ز آب گهر ما
۱در نامه ما حرف نسنجیده نباشد
از جیب صدف سفته برآید گهر ما
۲چون دیده ماهی که نماید ز ته آب
از پرده سنگ است نمایان شرر ما
۳هرچند پر و بال نداریم چو شبنم
از پرتو خورشید بود بال و پر ما
۴شیریم ولی زهره آزار نداریم
از جنبش رگ کوچه دهد نیشتر ما
۵آزادی ما در گرو پختگی ماست
آویخته است از رگ خامی ثمر ما
۶بیداد فلک را به تغافل گذرانیم
پوشیدن چشم است ز دشمن سپر ما
۷از همرهی عقل به جایی نرسیدیم
پیچیده تر از راه بود راهبر ما
۸یارب که دعا کرد که چون قافله موج
آسایش منزل نبود در سفر ما
۹صائب جگرش چون جگر صبح شود چاک
یک روز اگر چرخ کشد دردسر ما
۱۰