غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب

آفتابی می شود رنگش ز سیر ماهتاب

۱

چون گلوی شیشه موج باده گلرنگ را

می توان دید از بیاض گردن او بی حجاب

۲

عاقلان از حسن او داد تماشا می دهند

چشم روزن را نسازد خیره نور آفتاب

۳

معنی بی لفظ را ادراک کردن مشکل است

بر میفکن زینهار از چهره نازک نقاب

۴

حلقه ها در گوش خورشید قیامت می کشد

نیست دور حسن او چون ماه نو پا در رکاب

۵

گرچه از مژگان کج، بالین او دایم کج است

نیست سیری چشم بیمار ترا هرگز ز خواب

۶

فتنه دنیا نگردد هر که دنیا را شناخت

تشنه چشمان هوس را در کمند آرد سراب

۷

دل نیازارد زحرف سخت هرگز سنگ را

هر که داند کوه عاجز نیست در رد جواب

۸

نیست جز دلهای خونین مهربانی عشق را

روی آتش را که می شوید به جز اشک کباب؟

۹

قطره ایم اما ندارد هیچ دریا ظرف ما

شبنم ما سر نمی پیچد ز تیغ آفتاب

۱۰

حرف بیجا غافلان را غوطه در خون می دهد

مرغ بی هنگام را تیغ اجل گوید جواب

۱۱

باده سرگرمی هر کس ز جام دیگرست

پرتو مهتاب را پروانه می داند سراب

۱۲

از گریبان گهر چون رشته سر بیرون کند

هر که صائب سر نپیچد از کمند پیچ و تاب

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاب۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. تابماهتاب
  2. راحجاب
  3. دهندآفتاب
  4. استنقاب
  5. کشدرکاب
  6. استخواب
  7. شناختسراب
  8. راجواب
  9. راکباب
  10. ماآفتاب
  11. دهدجواب
  12. دیگرستسراب
  13. کندتاب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.