متفرقاتشمارهٔ ۳۴۰ صائبشاعرصائبمجموعهمتفرقاتوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویریخون به جوشم ز خط غالیهگون میآیداین بهاری است کز او بوی جنون میآید۱عشق را خلوت خاصی است که از مشتاقانهرکه از خویش برون رفت درون میآید۲به تماشای تو ای سرو خرامان ز چمنگل نفس سوخته چون لاله برون میآید۳