جستوجو در اشعار
«ردیف» واژه(های) تکرارشده در پایان مصرعهاست و «قافیه» همخوانیِ پیش از آن. نتایج حاصل از تحلیل رایانهٔ متن است و پیشنهادی شمرده میشود، نه حکم عروضی.
پالایش بر پایهٔ قالب و اثر
۶۰۵ شعر برای «اب»
این پایان در شعر کدام شاعران آمده است؟
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ عطار نیشابورینتیجهٔ پیشنهادی
تشنه را از سراب چگشاید
سایه را ز آفتاب چگشاید
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ بیدل دهلوینتیجهٔ پیشنهادی
آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ما
چون داغ جنون شعلهنقاب است دل ما
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ بیدل دهلوینتیجهٔ پیشنهادی
ز شرم حلقهٔ آن زلف حیرتی دارم
که ناف آهوی مشکین چرا نشد گرداب
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
وز آرزوی سکهٔ او هم به فر او
زر درست شد درم ماهیان اب
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- مصرع نخست مطلع در الگو نمیگنجد
- با حروف قافیهٔ منبع همخوان نیست
اَب و اُمِّ هنرم ، فخر به خود دارم و بس
نه که چون بی هنری فخر کنم بر اُم و اَب
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- شمارهٔ ۲ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب
فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب
- غزل شمارهٔ ۲ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟
ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- غزل شمارهٔ ۱۳ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب
الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
- رباعی شمارهٔ ۱۸ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
ایّام شبابست، شراب اولاتر
با سبزخَطان، بادهٔ ناب اولاتر
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- شمار مصرعهای بررسیشده کم است
- با حروف قافیهٔ منبع همخوان نیست
- غزل شمارهٔ ۲۹ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟
خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- شمارهٔ ۳۳ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
ساقیا ساغر شراب بیار
یک دو جام شراب ناب بیار
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- برخی مصرعها از الگو پیروی نمیکنند
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ حافظ شیرازینتیجهٔ پیشنهادی
چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد
ور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَد
