جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۱۰ از ۱٬۰۳۶
- بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون جلال الدین محمد مولویزین قدر خرپشته مردی از شکوهچون روی بر عقبههای همچو کوه
- بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی جلال الدین محمد مولویتا ببینی روی خوب خود در آنای تو چون خورشید شمع آسمان
- بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست جلال الدین محمد مولویدید در خواب او شبی و خواب کوواقعهٔ بیخواب صوفیراست خو
- بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیهالسلام شنید کی عیسی علیهالسلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء جلال الدین محمد مولویچیست پرده پیش روی آفتابجز فزونی شعشعه و تیزی تاب
- (۷) حکایت پسر ماه روی با درویش صاحب نظر عطار نیشابورییکی زیبا پسر مهروی بودهستکه مشک از موی او یک موی بودهست
- بخش ۳۴ - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن جامیپیش ازان کایدت این واقعه پیشبه که از توبه کنی چاره خویش
- بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمیبینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح جلال الدین محمد مولوییا در آن عالم، حقت سروی کند؟تا تر و تازه بمانی تا ابد
- بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست جلال الدین محمد مولویکاینچ میکاری نروید جز که خاروین طرف پری نیابی زو مطار
- بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند جلال الدین محمد مولویجامهٔ اطلس کمر زرین روانروی کردی سوی قبلهٔ آسمان
- بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره جلال الدین محمد مولویزر در اندازید بر روی نمددست بیرون کرد از تعجیل خود
- بخش ۴۳ - در روی گردانیدن از شیطان و فرمان ناکردن او فرماید عطار نیشابوریهمه رسوائی عالم از او دانبقول حق ازو رویت بگردان
- بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست جلال الدین محمد مولویاو خَدو انداخت در روی علیافتخار هر نبیّ و هر ولی
