جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۰۱ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۶۴۳ جلال الدین محمد مولویناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شدکز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد
- غزل شمارهٔ ۶۶۲ جلال الدین محمد مولویبه عاشق ده تو هر جا شمع مردهستکه او را صد هزار انوار باشد
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ جلال الدین محمد مولویتو باشی چون صدا و یار غارتچو آوازی به نزد کوه و گنبد
- غزل شمارهٔ ۶۸۱ جلال الدین محمد مولویبه روزی صد هزاران عیب و خوبیبگوید آینه، غوغاش نبود
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ جلال الدین محمد مولویصد شعلهٔ آتش است در دیدهاز نکته دل که آتشین باشد
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ جلال الدین محمد مولویچون دل سبکش کند بهارتصد گونه غمش گران ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۰۲ جلال الدین محمد مولویور زان که نیاز پیش آریصد وصلت و صد عناق خیزد
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ جلال الدین محمد مولویآن جان و جهان رسید و از ویصد جان جهان مصور آمد
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ جلال الدین محمد مولویدر شکار بیدلان صد دیده جان دام بودوز کمان عشق پران صد هزاران تیر بود
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ جلال الدین محمد مولویکانک شاید خلق را آن کس نشاید عشق رازانک جان روسپی باشد که او صد شو کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ جلال الدین محمد مولویاختران در خدمت او صد هزار اندر هزارهر یکی از نور روی او مزید اندر مزید
- غزل شمارهٔ ۷۴۷ جلال الدین محمد مولوینوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمنترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید
