جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۱٬۰۱۹ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۳۸ - وصیت نامه اسکندر نظامی گنجویبجای می و ساقی و نوش و نازدد و دام کرده بدو ترکتاز
- بخش ۷۱ - وفات یافتن یوسف علیه السلام و هلاک شدن زلیخا از الم مفارقت وی جامیچو پا در یک رکاب آورد جبریلبدو گفتا مکن زین بیش تعجیل
- بخش ۵۵ - در دست از دهن باز داشتن زنان مصر و زبان طعن بر زلیخا کشیدن و به تیغ غیرت عشق دست و زبان ایشان بریدن جامیبه هر نیک و بدش در پی فتادندزبان سرزنش بر وی گشادند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ ناصرخسرو قبادیانیاین گنبد پیروزهٔ بیروزن گردانچون است چو بستان گه و گاهی چو بیابان؟
- گفتار بیست و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… دست چپ نیز پنج انگشت است مر این عالم را خواهد و پنج حدود جسمانی را و بدانچه دستها تا گوش بر دارد آن خواهد که فایده از ایشان بدو گوش باید پذیرفتن یکی به گوش سر و یکی به گوش دل و آنکه ثنا خواند نفی کردن است صفات همه آفری …
- بخش ۳ - قول دوم- اندر کتابت که آن در علم غایبان است ناصرخسرو قبادیانی… ان گویندو مر خروه را به وقت ایمنی و شادی آواز او معلوم است که چگونه و بدان وقت که پرنده بر سر او بگذرد و از آن بترسد و مر یاران خویش را از آن حذر فرماید، پیداست که چگونه آواز دهد و به وقتی که مر ماکیان را سوی دانه خواند …
- شمارهٔ ۴ - در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی خاقانی شروانیکاشکی رنجه شدی باری بدیدی کز غمشدر دل تاریک خاقانی چه تاب است آن همه
- شمارهٔ ۶ - در مرثیهٔ خاقان اعظم منوچهر پسر فریدون شروان شاه خاقانی شروانیای طاق ابروان بدر آئید جفت جفتدر طاق نیم خایه علیالله برآورید
- شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم خاقانی شروانیمن تو را زان سوی جهان جویانتو بدین سو سرم گرفته کنار
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مرثیهٔ شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفده خاقانی شروانیپیری که پیر هفت زیبدش مریدمیری که میر هشت جنان شایدش غلام
- شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ابوالمظفر شروان شاه خاقانی شروانیکوی عشق آمد شد ما برنتابد بیش از ایندامن تر بردن آنجا برنتابد بیش از این
- بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین وحشی بافقیاگر تو کارفرما را بدانیچو نقش سنگ در کارش بمانی
