جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۶۰ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ جلال الدین محمد مولویلعلت شکرها کوفته، چشمت ز رشک آموختهجان، خانهٔ دل روفته، هین نوبت دیدار شد
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ جلال الدین محمد مولویذوق سر سرمست را هرگز نداند عاقلیحال دل بیهوش را هرگز نداند هوشمند
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ جلال الدین محمد مولویگر چشم و جان عاشقان چون ابر طوفان بار شداما دل اندر ابر تن چون برقها رخشان شود
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ جلال الدین محمد مولویای دل از این سرمست شو، هر جا روی سرمست روتو دیگران را مست کن تا او تو را دیگر دهد
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ جلال الدین محمد مولویمستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکندآن کاو دلش را بردهای، جان هم غلامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ جلال الدین محمد مولویمستی سلامت میکند پنهان پیامت میکندآن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ جلال الدین محمد مولویهشت بهشت ابدی منظر آن شاه نشدتا چه خوش است این دل من کو کندش منظر خود
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ جلال الدین محمد مولویبانمکان و چابکان جانب خوان حق شدهوان دل خام بینمک در شر و شور میرود
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ جلال الدین محمد مولویبیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشودداغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ جلال الدین محمد مولویجور و جفا و دوریی کان که نگار میکندبر دل و جان عاشقان چون کنه کار میکند
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ جلال الدین محمد مولویدگر دل دل نمیباشد دگر جان مینیارامدکه آن ماه دل و جانها به گرد بام میگردد
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ جلال الدین محمد مولویاگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم داردکه نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم دارد
