جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۷۵ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۸ جلال الدین محمد مولویسینهٔ خود باز کن روزن دل دَرنِگرکآتشِ تو شعله زَد نی خبرِ دی است آن
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ جلال الدین محمد مولویبار دگر شیرِ عشق پنجه خونین گشادتشنه خون گشت باز این دل سگسار من
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ جلال الدین محمد مولویباز برآمد ز کوه خسرو شیرین منباز مرا یاد کرد جان و دل و دین من
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۲ جلال الدین محمد مولویبرهنهاند و همه سترپوششان گوش استنه سترپوش دلانه که دیدن است عیان
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ جلال الدین محمد مولویبیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دینقرار و صبر برفتهست زین دل مسکین
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ جلال الدین محمد مولویشب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنکه ز پای دلت بکند چنان خار یاد کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ جلال الدین محمد مولویمن شب و تو ماه به تو روشنمجان شبی دل ز شبم برمکن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ جلال الدین محمد مولویهله دل من هله جان منهله این من هله آن من
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ جلال الدین محمد مولویکار تو این است که دل پروریپرورش آمد همه کار چمن
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ جلال الدین محمد مولویدر هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بیدلانبر پردههای واصلان در روضه خضرای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ جلال الدین محمد مولویوالله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدوکو ساقی دریادلی تا جام سازد از سبو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ جلال الدین محمد مولویگیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه راای دل و ای دیده ما خلعت و ادرار تو کو
