جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۷۲ نتیجه برای «آخر» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۱ از ۵۶
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ جلال الدین محمد مولویبنگر آخر که بیقرار شدستچشم در چشم خانه چون سیماب
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ جلال الدین محمد مولوینه آن شیری که آخر طفل جان رافطامست و فطامست و فطامست
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ جلال الدین محمد مولویگفتمش آخر پی یک وصل چندین هجر چیستگفت آری من قصابم گردران با گردنست
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ جلال الدین محمد مولویمی روح آمد نادر رو از آن هم بچش آخرکه به یک جرعه بپرد همه طراری و هوشت
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ جلال الدین محمد مولویاین قَدَر عَقْل نَداری که ببینی آخَرگر نه شاهیست، پسْ این بارگَهِ سُلْطان چیست
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ جلال الدین محمد مولویهر کی استاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ جلال الدین محمد مولویچندان بنوش می که بمانی ز گفت و گوآخر نه عاشقی و نه این عشق میکدهست
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ جلال الدین محمد مولویچون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصرنقشی بدید آخر که او بر نقشها عاشق نشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ جلال الدین محمد مولویباده به دست، ساقیت، گِرد جهان همی رودآخر کار عاقبت، جان مرا گزین کند
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ جلال الدین محمد مولوینخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادمچو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ جلال الدین محمد مولویرود جان بداندیشش به شمشیر و کفن پیششکه هر که از عشق برگردد به آخر شرمسار آمد
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ جلال الدین محمد مولویور خود حشمش نبود خورشید بود تنهاآخر حشم حسنش صد طبل و علم دارد
