جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۱۱۱ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۸ جلال الدین محمد مولویدهان بربند کاین جا یک نظر نیستکه بشناسد سواری از غباری
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۸ جلال الدین محمد مولوینمیتاند نظر کاندر رکابترسد در گرد مرکب از نزاری
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۶ جلال الدین محمد مولویکه چشم بد به جز بر جسم نایدبه معنی کی رسد چشم هوایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ جلال الدین محمد مولویاز رشک تو من دهان ببستمشرح تو رسد به منتها نی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۵ جلال الدین محمد مولویچون جان برسد نه تن بجنبدجان آمد از لحد برآیی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۹ جلال الدین محمد مولویتا روح ز مستی و خرابینشناسد هجو از ثنایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۵ جلال الدین محمد مولویبیخودی را چون بدانی سروری کاسد شودای سری و سروریها خاک پای بیخودی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ جلال الدین محمد مولویدر چنین شمعی نمیبینی که از سلطان عشقدم به دم در میرسد پروانه دیوانگی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۱ جلال الدین محمد مولویمثل نفس خزان است که در او باغ نهان استز درون باغ بخندد چو رسد جان بهاری
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۹ جلال الدین محمد مولویز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسدهمه را مخوف دیدی جز از این همهست باری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۷ جلال الدین محمد مولویهله عاشقان بشارت که نماند این جداییبرسد وصال دولت بکند خدا خدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۵۳ جلال الدین محمد مولویبه تو دل چگونه پوید نظرم چگونه جویدکه سخن چگونه پرسد ز دهان که تو کجایی
