جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۲۳ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۱ جلال الدین محمد مولویدست بر لب مینهی یعنی خمش من تن زدمخود بگوید جرعهها کان بهر ما میریختی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۳ جلال الدین محمد مولویچو بسی قحط کشیدم بنما دعوت عیدمکه نشد سیر دو چشمم به تره و نان بیاتی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۶ جلال الدین محمد مولویهله ای جان گشاده قدم صدق نهادههمه از پای فتاده تو خوش و دست زنانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۷ جلال الدین محمد مولویبه تو سوگند بخوردم که از این شیوه نگردمبکنم شور و بگردم به خدا و به خدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۰ جلال الدین محمد مولویچو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدیچو ز شهر تو برفتم به وداعیم ندیدی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ جلال الدین محمد مولویز عدم هر چه برآید چو مصفا نظر آیدبه دو صد دام درآید چو تواش دانه دامی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۴ جلال الدین محمد مولویکی بود چرخ و ثریا که بشاید قدمت راو اگر نیز بشاید ز تو یابند سزایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۱ جلال الدین محمد مولویچو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازمدر مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ جلال الدین محمد مولویبه دکان عشق روزی ز قضا گذار کردمدل من رمید کلی ز دکان و کار باری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۸ جلال الدین محمد مولویفلکا نه پادشاهی نه که خاک بنده توستتو چرا به خدمت او شب و روز در هوایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۹ جلال الدین محمد مولویصنما هوای ما کن طلب رضای ما کنکه ز بحر و کان شنیدم که تو معدن عطایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۳ جلال الدین محمد مولویسخنی ز نسر طایر طلبیدم از ضمایرکه عجب در آن چمنها که ملک بود پریدی
