جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۱۳ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ جلال الدین محمد مولویهر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمراو چو سرمجموع باغ و جان جان صد چمن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ جلال الدین محمد مولویبده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرینصدقات تو روان است به هر بیوه و مسکین
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ جلال الدین محمد مولویسخنم مست شود از صفتی و صد باراز زبانم به دلم آید و از دل به زبان
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۹ جلال الدین محمد مولویمر تو را عاشق دل داده و غمخوار بسی استجان و سر قصد سر این دل غمخواره مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۷ جلال الدین محمد مولویای خمیده چون کمان از غم ببینصد هزاران صف شکسته زین کمان
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۵ جلال الدین محمد مولویاز میان جان ما صد جوش خاستچون بدیدم بحر را در جوش من
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۱ جلال الدین محمد مولویدل آینه است چینی با دل چو همنشینیصد تیغ اگر ببینی هم دیده را سپر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ جلال الدین محمد مولویماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیدهبر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ جلال الدین محمد مولویبردار طالبان را وز هفت بحر بگذرمنگر به گاو و ماهی وز صد چنین گذر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ جلال الدین محمد مولویزان تیرهای غمزه خشمین که میزنیصد قامت چو تیر خمیدهست چون کمان
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ جلال الدین محمد مولویما را وظیفههاست ز لطف تو صد هزاردرمانده گشت دل که چه گوید کدام کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۶ جلال الدین محمد مولویخواجه غلط کردهای در روشِ یار منصد چو تو هم گم شود در من و در کار من
