جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۰۳ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۸ عبید زاکانیسر موئی نتوان یافت بر اعضای عبیدکه در او ناوکی از غمزهٔ جادوئی نیست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت مراجعت شیخ ابواسحاق به شیراز عبید زاکانیگشاده دولت او کشوری به یک حرکتگرفته باز شکوهش جهان به یک پرواز
- غزل شمارهٔ ۳۰ عبید زاکانیدوشم غم تو ملک سویدا گرفته بوددودم ز سینه راه ثریا گرفته بود
- غزل شمارهٔ ۳۲ عبید زاکانیدردا که درد ما به دوایی نمیرسدوین کار ما به برگ و نوایی نمیرسد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش شاه شجاع مظفری و وصف بارگاه او گوید عبید زاکانیرسید کنگرههای بلند او جائیکه قاصر است از او وهم دوربین حکیم
- غزل شمارهٔ ۳۳ عبید زاکانیز جور سنبل کافر مزاج او افغانز دست نرگس جادو فریب او فریاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیای بر در تو دولت و اقبال پاسبانوی خاک آستانهٔ تو کعبهٔ امان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیای دوش چرخ غاشیه گردان جاه توخورشید در حمایت پر کلاه تو
- غزل شمارهٔ ۳۸ عبید زاکانیگرم عنایت او در به روی بگشایدهزار دولتم از غیب، روی بنماید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش او عبید زاکانیگوئیا خلد برینست این همایون بارگاهیا حریم کعبه یا فردوس یا ایوان شاه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در تعریف عمارت شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیدر کنه وصف تو نرسد عقل دور بینبر قدر بام تو نرود وهم دور پای
- غزل شمارهٔ ۴۱ عبید زاکانیدوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرددیده میدید جمال تو و دل غش میکرد
