جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۳۳ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ جلال الدین محمد مولویدلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزددو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
- غزل شمارهٔ ۵۷۶ جلال الدین محمد مولویدل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشدکنون من هم نمیگنجم، کز او این خانه پر باشد
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ جلال الدین محمد مولویخصوصا اندر این مجلس که امشب در نمیگنجددو چشم عقل پایان بین که صدساله رصد بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ جلال الدین محمد مولویهزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشددو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ جلال الدین محمد مولویمراد دل کجا جوید بقای جان کجا خواهددو چشم عشق پرآبش که در خون جگر باشد
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ جلال الدین محمد مولویدو سه سطرست که میخوانی ز سر تا پا و پا تا سردگر کاری نداری تو وگرنه پا و سر چهبود
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ جلال الدین محمد مولویآن آهوِ شیرافکن پیداست در آن چشمشکاو از دو جهان بیرون صحرای دگر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ جلال الدین محمد مولویتن پرده بدوزیده جان برده بسوزیدهبا این دو مخالف دل بر عشق بنبساید
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ جلال الدین محمد مولویای نازش حور از تو وی تابش نور از توای آنک دو صد چون مه شاگرد و حشم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۵ جلال الدین محمد مولویای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازدای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
- غزل شمارهٔ ۶۰۸ جلال الدین محمد مولویآب حیوان ایمان خاک سیهی کفرانبر آتش تو هر دو ماننده خس باشد
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ جلال الدین محمد مولویاز هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خورتا مُلک و مَلک گویند تنهات مبارک باد
