جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۱۳۵ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ جلال الدین محمد مولویای طربون غم شکن سنگ بر این سبو مزناز در حق به یک سبو کم نشدهست آب جو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ جلال الدین محمد مولویاز دل چو ببردی غم دل گشت چو جام جموین جام شود تابان ای جان چو برآیی تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ جلال الدین محمد مولویآمدت مژده ز عمر سرمدی پس حمد کوکاندر آن عمرت غم امسال و یاد پار کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ جلال الدین محمد مولویبنواز نغمه تر به نشاط جام احمرصدفی است بحرپیما که در آورد به دست او
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ جلال الدین محمد مولویدست خود را بگزیدم که فِغان از غم توگفت: «من آن توام، دست مخا، هیچ مگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ جلال الدین محمد مولویتیر غم را اسپری مانع نبودجز زرههایی که دارد موی تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۶ جلال الدین محمد مولویغم نپذیری خشم نگیریای دل شادان برگو برگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۷ جلال الدین محمد مولویفما طلبوا سوی سقمی فطاب علی ما طلبواعجب خبری که میدهدم دم و غم او کر و فر او
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ جلال الدین محمد مولویغم مده و آه مده جز به طرب راه مدهآه ز بیراه بود ره بگشا بار بده
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ جلال الدین محمد مولویآه دریغ مغز تو در ره پوست باختهآه دریغ شاه تو در غم مات ریخته
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ جلال الدین محمد مولویخمش کن بشنو ای ناطق غم معشوق با عاشقکه تا طالب بود جویان بود مطلب ستیزیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ جلال الدین محمد مولویدل از سر غمازی یک وعده از او گفتهدرخواسته من از وی او نیز کرم کرده
