جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۳۵۴ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست میگویی تا ایاز را در سخن آورد جلال الدین محمد مولویآن چنان که مادری دلبردهایپیش گور بچهٔ نومردهای
- بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان جلال الدین محمد مولویبا دل خوش شاد عمران وز نفاقدست بر سر میبزد کاه الفراق
- بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون جلال الدین محمد مولویگر بدانی سرّ ما را ای مضلمیرهانیمان ز رنج ای کوردل
- بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا جلال الدین محمد مولویزین سخن گر نیستی بیگانهایدلق و اشکی گیر در ویرانهای
- بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان جلال الدین محمد مولویخشم مردان خشک گرداند سحابخشم دلها کرد عالمها خراب
- بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کلهوار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا جلال الدین محمد مولویرو به خاک آریم کز وی رستهایمدل چرا در بیوفایان بستهایم
- بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل جلال الدین محمد مولویدر یکی گفته میسّر آن بودکه حیاتِ دل غذای جان بود
- بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل جلال الدین محمد مولویهر که در مکر تو دارد دل گروگردنش را من زنم، تو شاد رو
- بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را جلال الدین محمد مولویدیده و دل هست بین اصبعینچون قلم در دست کاتب ای حسین
- بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین جلال الدین محمد مولویظلم آری مدبری جف القلمعدل آری بر خوری جف القلم
- بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت جلال الدین محمد مولویهر غمی کز وی تو دلآزردهایاز خمار مِیْ بود کان خوردهای
- بخش ۱۹ - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول جلال الدین محمد مولویگرمیش را ضجرتی و حالتیزان تبش دل را گشادی فسحتی
