جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۵۶ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ جلال الدین محمد مولوینشست نقش دعایم به عالم گردونکجاست گوش نمازی که بشنود آمین
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ جلال الدین محمد مولویمن خود کی باشم آسمان در دور این رطل گرانیک دم نمییابد امان از عشق و استسقای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ جلال الدین محمد مولویوالله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدوکو ساقی دریادلی تا جام سازد از سبو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ جلال الدین محمد مولویعید نمیدهد فرح بینظر هلال توکوس و دهل نمیچخد بیشرف دوال تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ جلال الدین محمد مولویراست بگو به جان تو ای دل و جانم آن توای دل همچو شیشهام خورده میت کدو کدو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۰ جلال الدین محمد مولویبیپای چو روز و شب اندر سفریم ای جانچون میرسد از گردون هر لحظه تعال تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ جلال الدین محمد مولویآن عشق پر از صورت بیصورت عالمهم دوز ز ما هم زه قواره ما کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ جلال الدین محمد مولویبه خاک آن هر سه عنصر را کند صیدبه گردون میکند آهو شکار او
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ جلال الدین محمد مولویزمان محتاج و مسکین تو باشدتو را حاجت به دوران و زمان کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۵ جلال الدین محمد مولویخوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مروای حیات دوستان در بوستان بیمن مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ جلال الدین محمد مولویدوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۳ جلال الدین محمد مولویچشم بد از روی خوبت دور بادای هزاران جان فدای جان تو
